فقط میخواست یه نماز آیات بیوفته گردنم.خیلی خوف کردم دیشب!
مامان ، دایی اینا رو شام دعوت کرده.
الانم باید پاشم حاضر شم با شقایق میخوایم بریم بازار.
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعیپور
ضایع شدیم داریم برمیگردیم.
حالا مامان من تا آخرین لحظه میگفت سیزده بدر بازار بسته اس.کو گوش شنوا!
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعیپور
که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود....
+غافل: (فِ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - ناآگاه ، بی خبر. 2 - نادان ، بی خرد.
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعیپور
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعیپور
دو ماه دیگه.
نهایت نداره خوشحالیم.
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعیپور
قبول شدم.
اما از شواهد پیداست که جزء نفرات آخر قبول شده ام.و احتمالا در مصاحبه ردم میکنن.اما برام مهم اینه که قبول شدم!همین!
حداقل جلو دوست و آشنا و فک و فامیل و استادا خیط نشدم:)))
+امروز و دیروز پیشواز میریم برای ماه رمضان..دلم براش تنگ شده بود.
+طبعم دوباره داره سرد میشه.باید یه کاری کنم.
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعیپور
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعیپور
صدای جارو کشیدن رفتگر میاد از تو کوچه.
به این فکر میکنم چقد این شغل جالبیه.تو تاریکی و سکوت شب کار میکنی و در دنیا خودت غرقی.
امیدوارم به چیزی که بهش فکر میکنن دنیای قشنگی باشه.نه نگرانی و غم و اندوه بابت مشکلات زندگی.
کاش همه ی آدما به کاری مشغول باشن که براش ذوق دارن و دلچسبه براشون.نه چیزی که توش جبر باشه و همش خدا خدا کنن که ساعت کاریشون تموم بشه یا اینکه دعا کنن زود تر بازنشسته بشن.
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعیپور
کم بیاری باختی دختر!
ادامه بده حتی اگر به خوبی اون چیزی که تو ذهنته، نیست.بعد ها پشیمون میشی که چرا حتی تو این زمان نشستی و تلاش نکردی.
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعیپور